الشيخ محمد تقي القمي ( مترجم : محمد مقدس )

36

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى )

مكاتباتى كه با وى داشت ، يك دوره كامل از كتاب " المبسوط فى فقه الامامية " ( " شيخ طوسى " ) را براى وى فرستاد كه چنان او را خوش آمد كه مىگفت : « هرگاه مىخواستم در نشست‌هاى دوره‌اى استفتا شركت كنم ، به كتاب " المبسوط " مراجعه مىكردم . » و عملًا نيز اين كتاب بر فتواهاى فقهى وى انعكاس يافته بود . هنگامى كه آمادهء صدور فتواى جواز تعبد بر فقه شيعه بود ، سعى داشت ذهن " جماعة التقريب " را با اين مسئله خو دهد و براى همين ، مقرر شد تا فرمول فتوايى كه قرار بود صادر شود در جلسه‌اى كه زمان آن معين گرديد ، مورد بحث و بررسى قرار گيرد . ولى يك هفته پيش از زمان تشكيل اين جلسه ، اتفاق پيش‌بينى نشده‌اى افتاد به گونه‌اى كه به تمامى اعضاى " جماعة التقريب " بسته‌هاى پستى رسيد كه محتوا و مضمون آنها ، ايدهء صدور فتوا را در هم فرو مىريخت . وقتى اعضا در آن جلسهء مقرّر حضور به‌هم رساندند ، همگان با لحن بسيار خشمگينانه‌اى سخن گفتند : آيا مىخواهيد فتواى جواز عمل به فقه شيعه را صادر كنيد ، حال آنكه آنها با صحابه ، دشمنى مىورزند ؟ سپس هر كدام بستهء پستى خود را باز كرد و كتابى منتسب به شيعه از آن بيرون آورد كه نويسندگانش دو خليفه " ابوبكر " و " عمر " را مورد اهانت قرار داده بودند . در اين زمان " آيت الله قمى " هيچ سخنى نگفت ، " شيخ عبدالمجيد سليم " در اين فضاى پرتنش ، با آرامش و اطمينان خاصى به حاضران نگاه مىكرد و وقتى اندكى بعد ، آرامش نسبى برقرار شد ، به سخن پرداخت و از جمله اظهار داشت : « اگر شيعه و اهل سنت اختلافى با هم نداشتند ، نيازى به " تقريب " ، " دارالتقريب " و مجلهء " رسالة الاسلام " نداشتيم . ولى ما بر اين اختلاف‌ها واقف شديم و به همين دليل اين برنامه را براى انگشت‌گذاردن بر مشتركات و كاستن از اختلاف‌ها و از ميان برداشتن شبهات ، در نظر گرفتيم . . . » او با اين بيان متوازن ، توانست فضا را تلطيف كند ، ولى آنچه در اين ميان در واقع زيان ديد ، روند صدور فتوا بود كه به مدت ده سال به تأخير افتاد تا سرانجام " شيخ محمود شلتوت " آن‌را صادر كرد .